تبلیغات
وبلاگ شخصی توفیق بیتوشی - حالا كَی بنفشه می كاری؟

تازه ها : ظرفیت شعر ایرانی جهانی نیست . . .
نویسنده :توفیق بیتوشی
تاریخ:پنجشنبه 1 تیر 1391-09:02 ق.ظ

حالا كَی بنفشه می كاری؟

حالا کی بنفشه می‌کاری؟


حالا کی بنفشه می‌کاری؟

اسدالله امرایی: پیر ویس راوی داستان، ماجراهایی حیرت‌انگیز از شهر پریباد حکایت می‌کند. ماجراهای عجیب و غریبی که از پدرش و او از پدر خود و او نیز از پدر خود یعنی مهرک، پسر میرزا فرجاد شنیده بود.


«
پریباد که قصه نیست، نبود. شهری بود که محو شد؛ ناغافل در یک شب دود شد و رفت هوا.» رمان «پریباد» نوشته محمدعلی علومی است که نشر آموت منتشر کرده و به‌عنوان کتاب فصل امسال دست یافته. پریباد درباره شهری است که ناگهان در یک شب ناپدید شده ‌است. «هیچ قصه‌گویی ندیده بودم که قصه پریباد را کاملا بداند. شهری بوده انگار به نام پریباد که یک شب محو می‌شود یا توفان آن را می‌برد و شاید برعکس، توفان، شهری را می‌آورد به نام پریباد. بعضی می‌گفتند ساکنانش دیو بودند. در قصه‌ها، مکانش را حدود ایزدخواست در اطراف یزد می‌دانند و در روایت‌هایی، کنار جبار بارز، حدفاصل بم با نرماشیر. زابلی‌ها هم می‌گویند این شهر کنار شهر سوخته بوده است.» پیر ویس راوی داستان، ماجراهایی حیرت‌انگیز از شهر پریباد حکایت می‌کند. ماجراهای عجیب و غریبی که از پدرش و او از پدر خود و او نیز از پدر خود یعنی مهرک، پسر میرزا فرجاد شنیده بود. زنش هم هرچه درباره پریباد از پدر و مادر و پدربزرگ‌هایش شنیده، تعریف می‌کند. علومی از نویسندگان و روزنامه‌نگاران سال‌های دور است. 
       
«
در پایتخت فراموشی» حاشیه‌نویسی بر سفر مشترک محمدحسین جعفریان و بهروز افخمی به کابل و پنجشیر است که انتشارات سوره مهر منتشر کرده. از تهران تا کابل، کابل؛ چند ماه پس از خروج طالبان، سمینار آغاز می‌شود، از کوهسنگی تا پارک زرنگار، سفر به پنجشیر، بازگشت به کابل و حکایت آخرین روزها فصل‌های این کتاب خواندنی هستند. «این برادران افغانی از بسیاری جهات شبیه ما هستند. ازجمله در برگزاری مراسم و اداره آن! تعدادی از میهمانان ایرانی بناست در این همایش سخنرانی کنند، اما هیچ‌کدام از آنها نمی‌دانند زمان این سخنرانی چه وقت است. نتیجه آنکه در تمام طول دو روز برگزاری جلسات سمینار، باید همه ما تمام و کمال حاضر باشیم، تا هروقت که نامی از ما بردند، برویم بالا و صحبت کنیم. این خیلی بد است. هم من و هم بهروز افخمی وقتی نگاهی به فهرست سخنرانان جلسه عصر می‌اندازیم و از سوی دیگر پرحرفی و روده‌درازی مجری برنامه را در جلسه صبح به یاد می‌آوریم، از خیر برنامه بعدازظهر گذشته و ترجیح می‌دهیم در اتاق بمانیم.» خب برادر من رفتی به سمینار تفریح و استراحت که نرفته‌ای. ترکیب آقای جعفریان و افخمی در یک کتاب خواندنی است.
       
«
در آشپزخانه می‌شد نفسی بلند کشید؛ انگار آنجا سهم اکسیژنش بیشتر می‌شد. لیوان بی‌دسته چای بهمن نه در سبد ظرف‌های شسته بود، ‌نه در ظرفشویی. فکر کرد لابد صبح که چای خورده لیوان را همان زیرزمین گذاشته تا کلفتِ خانه برود بردارد...» فرشته مولوی نویسنده و مترجم نامی رمان تازه‌ای را در نشر ققنوس منتشر کرده با عنوان «حالا کی بنفشه می‌کاری؟» از مولوی پیش‌تر«دو پرده فصل» را هم نشر افراز منتشر کرده. مجموعه داستان «سگ‌ها و آدم‌ها»را نشر ققنوس. خانه‌ ابر و باد، پری آفتابی، نارنج و ترنج و باغ ایرانی از دیگر آثار اوست. فرشته مولوی قلمی دلنشین و گیرا دارد. تقریبا نوشته‌ای از ایشان منتشر نشده که نخوانده باشم. با این همه نویسنده‌ای کم‌حرف و کم‌ادعاست و بسیار خوانده. خوانده‌هایش را از خلال داستان‌های پروپیمانش می‌توان دریافت.» با یک نخ سیگار کش‌رفته از پاکت سیگار بهمن و کبریت و زیرسیگاری به ایوان رفت. روی راحتی نشست و دو پا را بالا آورد و توی شکم جمع کرد و شال را دور خودش پیچید. سیگار را روشن کرد و با کیف پکی به آن زد. حالا می‌شد زیر نور سرد ماهی که گاهی به گاهی پس ابری می‌رفت، به دو درخت خشکیده‌اش خیره شود و فکر کند ببیند می‌تواند امشب که دیگر واهمه بیدار‌ شدن اسفند را ندارد، از بهمن نترسد.» مبادا فکر کنید تبلیغ سیگار می‌کنم خدای‌ناکرده. 
       
دودی و بنگی و سیگاری بود/ نفسش از سر ناچاری بود. «داشت عباس‌قلی‌خان پسری» شعرهای طنز نسیم عرب‌امیری است که ابوالفضل زرویی‌نصرآباد مقدمه‌ای بر آن نوشته. «طنز عرب‌امیری، طنزی فخیم، نجیب و مبتنی‌بر تعاریف جهانی و آکادمیک طنز است. از پرخاشگری و پرده‌دری می‌پرهیزد و عفت کلام را فدای جذب مخاطب بیشتر نمی‌کند.» این حرف‌ها را زرویی نوشته که با شاه هم به چارباغ نمی‌رود، فالوده‌خوری پیش‌کش. نصف مجموعه شرح انواع پسران عباس‌قلی خان است. نقیضه‌ای بر شعر «علی‌مردان‌خان» سروده‌ ایرج میرزاست. نیش تند طنز شاعر مشاغل گوناگون را به نقد کشیده‌. هر چه فکر کردم قسمتی از کتاب را بیاورم بلکه جذابیت آن آشکار شود دیدم نمی‌شود. باید همه را بیاورم که هم نقض حقوق معنوی و مادی شاعر است هم جا نیست. بخش دیگر شعرهای پراکنده‌ است. نشر سپیده‌باوران ناشر کتاب است. 

       
تازه‌ترین شماره فصلنامه نوشتا منتشر شد، با آثاری از یدالله رویایی شاعر دریایی‌ها که شعرهای پل والری را تقریر کرده و زنده‌یاد بیژن الهی ترجمه‌شان کرده است. تفسیری هم بر شعر به دنبال آن آمده. پنج راه برای کشتن یک فرد آندره برتون را احسان مهتدی ترجمه کرده. داستان پرسه را کاظم رضا نوشته. نسل من با لوح دفتری در قصه که جنگ ادبی داستان کوتاه بود انس و الفتی داشت. بسیاری از نامداران امروز وامدار رضا هستند. سری در سایه و تنی در آفتاب را استاد جواد مجابی نوشته. قاسم صنعوی داستان بدون نتیجه‌گیری اخلاقی خولیو کورتاثار را ترجمه کرده. پدر و پسر کاری از ناصر زراعتی است، حسین آتش‌پرور هم نقدی بر آن نوشته. مریم تاجیک هم داستان الگا اثر آنجلا پرادلی را ترجمه کرده که برخی از آثارش را من پیش‌تر ترجمه کرده بودم. نویسنده آرژانتینی شش دانگی است. کلی کار خواندنی در بیستمین شماره نوشتا بخوانید.

      فصلنامه خیزران کتاب فصل انجمن ادبی هنری صبای مشهد است که در چهارمین شماره کلی شعر و مطلب دارد. محمدرضا احدی‌فر، فاطمه اختصاری، زنده‌یاد غلامرضا بروسان، سعید بیابانکی، عباس خیرآبادی، محمد قهرمان، غلامرضا نجفی، فاضل نظری، سارا نعمتی‌صفت، رضا نوریانی، مصطفی یاوری‌زاوه، ابراهیم یزدانی‌اصل و فریبا یوسفی شعر کلاسیک گفته‌اند. البته فهرست شاعران طولانی‌تر از اینهاست. زنده‌یاد الهام اسلامی، نسرین خواجه، تقی خاوری، جواد سنجری، مریم شکاری، محمدرضا طاهریان، حسن قاسمی، لیلا کردبچه و رسول یونان هم هستند. حضور رسول یونان که شعرهایش را بسیار دوست دارم در این مجموعه مغتنم است. کاریکلماتورهای سهراب گل‌هاشم و دو داستان کوتاه زمستانی دیگر از آسیه نظام‌شهیدی و رویای گمشده مرضیه داوودپور هم هست. حسن قاسمی یادی کرده از مهدی اخوان‌ثالث. ناهید قاسمی هم به آثار ژاله عالمتاج‌قائم‌مقامی پرداخته که دفتر شعرش را نشر گل‌آذین منتشر کرده است.

   پنجاه و هفتمین شماره پیمان فصلنامه فرهنگی ارمنیان به بهانه هشتادمین سال انتشار روزنامه آلیک، تنها روزنامه ارمنی‌زبان کشور، نگاهی به تاریخ ارمنیان ایران و تاثیرات متقابل زبان‌های ارمنی و فارسی انداخته. مرجع ارزشمندی برای تاریخ مطبوعات و همزیستی مسالمت‌آمیز هموطنان ارمنی ما با سایر اقوام است. از چهره‌های نام آشنایی نظیر واهه آرمن، احمد نوری‌‌زاده و علی دهباشی هم یادی شده و مطالبی آمده

(حالا كَی بنفشه می كاری،منبع:فرهیختگان).

 






Check PageRank