تبلیغات
وبلاگ شخصی توفیق بیتوشی - نوشتن سال های بوواری

تازه ها : ظرفیت شعر ایرانی جهانی نیست . . .
نویسنده :توفیق بیتوشی
تاریخ:دوشنبه 5 تیر 1391-07:13 ق.ظ

نوشتن سال های بوواری

نوشتن سال‌های بوواری

نوشتن سال‌های بوواری

یوسف انصاری: چند سال قبل وقتی خواندن رمان «مادام بوواری» نوشته «گوستاو فلوبر» را ‌تمام کردم شگفت‌زده بودم و به هر کسی که می‌رسیدم پیشنهاد می‌دادم لذت خوانش آن را از دست ندهد.

 شگفت‌زده از رمانی که به قول نویسنده‌‌اش درباره هیچ بود، ولی می‌توانستم هر چیزی را درون آن پیدا کنم؛ رمانی که با وسواسی بیمارگونه نوشته شده بود و می‌توانست کلاس درسی باشد برای کسی که می‌خواست در آینده داستان‌هایی بنویسد. حالا هم اغلب به سراغ برخی از بخش‌های رمان، مخصوصاً توصیف دیوانه‌وار کلیسا از زبان کشیش یا پرسه‌گردی‌های بوواری در پاریس، می‌روم تا بفهمم فلوبر چطور به سبکی منحصربه‌فرد در توصیف اشیا و آدم‌های جهان داستان خود رسیده است. سبک او آن‌قدر نو بود که مدرنیسم‌ها، سورئالیست‌ها، پست‌مدرن‌ها، نویسندگان رمان‌نو و هر جنبشی که در فرانسه از راه می‌رسید او را آغازگر راهی می‌دانست که آنها ادامه آنند. در چند نقدی که درباره بوواری خوانده بودم همه منتقدان مدام به نامه‌های فلوبر درسال‌های نوشتن بوواری اشاره کرده بودند ولی در ایران به هر دلیلی کسی به سراغ ترجمه این نامه‌ها نرفته بود. هنوز لذت خواندن رمان را فراموش نکرده بودم که کتابی درباره آن، به قلم «ماریو بارگاس یوسا»، به نام «عیش مدام» در ایران ترجمه و منتشر شد که لذت خواندن این رمان بزرگ را در من صدچندان کرد. هنوز هم گاهی هوس خواندن این کتاب به سراغم می‌آید، هم به‌خاطر نگاه خاص یوسا به این رمان و هم به خاطر نامه‌هایی که از فلوبر می‌توانستم در این کتاب بخوانم. اما به تازگی با ترجمه اصغر نوری و به همت نشر «نیلوفر» کتابی دیگر منتشر شده است به نام «نوشتن مادام بوواری» که این کتاب نیز، هم به خاطر اینکه درباره مادام بوواری است و هم به‌خاطر ایده منحصربه‌فرد آندره ورسای در خلق این کتاب مهم، هیجان‌زده‌ام کرده است. «نوشتن مادام بوواری» اثری مستقل است و حتی می‌شود آن را اثری از آندره ورسای دانست. در یادداشت دوم کتاب حاضر آندره ورسای، خالق اثر، خود پاسخ این سوال را داده است که آیا «نوشتن مادام بوواری» نامه‌های فلوبر است یا اثری از آندره ورسای؟ ورسای، نه فلوبر، که به عقیده من خالق این اثر ارزشمند است در یادداشت کتاب، صفحه ۳۵ می‌نویسد: «متنی که خواهید خواند یک متن جعلی است. فلوبر هرگز چنین نامه بلندی برای لوییز کوله ننوشته است. من از نامه‌هایی که بین سال‌های ۱۸۵۱ و ۱۸۵۵ برای موز ارسال شده‌اند، نامه‌ای طولانی مونتاژ کردم، نوعی ترکیب نمادین از نامه‌های فلوبر درسال‌های بوواری. » و چند سطر جلوتر، می‌گوید: «می‌خواستم پرتره‌ای از فلوبر طراحی کنم یا بهتر، او را در نقطه عطفِ زندگی‌اش به نمایش بگذارم. این مرد که خود را پنهان می‌کرد و دلش می‌خواست پشت اثرش ناپدید شود، من این‌طور تصورش کردم که تمام طول یک شب، از اتاق کوچکش در کرواسه، برای لوییز کوله نامه می‌نویسد، درست در لحظه‌ای که به راستی یک نویسنده می‌شود

اگر ورسای تنها گردآورنده نامه‌های فلوبر بود به‌هیچ‌وجه شایسته آن نبود که بگوییم اثری خلق کرده است چرا که خلق کردن یک اثر در وهله اول مستلزم آن است که نویسنده حشو و زواید زندگی روزمره را دور بریزد و ورسای حشو و زواید زندگی روزمره فلوبر را دور ریخته است تا به فرم دلخواه خود برسد. ورسای اما به این امر بسنده نکرده است و با تدوین منحصربه‌فرد نامه‌های فلوبر کنار یکدیگر و گاه تکرار برخی از قسمت‌های این نامه‌ها در یک نامه بلند، به فرمی منحصربه‌فرد در نوشتن غیرمستقیم رسیده است. اگر همه نامه‌های فلوبر را در دوران نوشتن مادام بوواری بخوانیم حتماً زواید زیادی در بین نامه‌ها پیدا خواهیم کرد؛ مهم‌تر از آن به احتمال زیاد – اگر او هر روز برای کوله نامه می‌نوشته - فاصله‌ای یک روزه‌ بین نامه‌هایی که فلوبر برای کوله می‌نوشته است وجود دارد و این مهم حتماً لحن فلوبر و ریتم نامه‌ها را بسته به موقعیت و روزی که نامه‌ها نوشته می‌شده‌اند، مدام تغییر می‌داده است. ورسای با کنار هم گذاشتن و به عقب و جلو بردن و جعل کردن نامه‌ای بلند از فلوبر، همانطور که خود او را در شبی دراز در حال نوشتن این نامه تصور کرده، در لحن نویسنده نامه‌ها دست برده و ریتم دیگری به آنها داده است؛ معنای نامه‌ای چنین بلند دیگر به هیچ‌وجه نمی‌تواند همان معنای چند نامه فلوبر در یک کتاب و در یک دوره زمانی را داشته باشد. می‌توانیم بگوییم این اثر دیگر متعلق به فلوبر نیست و می‌توان او را همانطور که «وین سی. بوت» در مقاله نخست کتاب «نقب‌هایی به جهان داستان» درباره‌ نویسنده ضمنی می‌گوید، تنها نویسنده ضمنی این نامه‌ها دانست و ورسای را خالق کتابی درباره مادام بوواری و اندیشه‌های نویسنده مادام‌بوواری. ارزش این کار خلاقه کمتر از ارزش نامه‌های فلوبر نمی‌تواند باشد و همین‌جاست که بین او و گردآورنده نامه‌های نویسنده‌ای وفات یافته باید تمایز قایل شد و گفت ورسای کاری هنری کرده است و مورد دوم کتاب‌سازی‌ای است که هر کسی از عهده آن برمی‌آید. کتاب، شاید به همین دلیل، مرا به یاد «یادداشت‌های زیرزمینی» داستایفسکی، البته به شکل غیرداستانی‌ آن، می‌اندازد تا نامه‌هایی از نویسنده محبوبم اما با وجود این نمی‌توان نقش فلوبر را به کل در این اثر نادیده گرفت. نقش فلوبر در این اثر بیشتر شبیه نقش راوی در داستان‌نویسی است. 
آنچه در وهله نخست با خواندن این نامه جعلی به ذهن متبادر می‌شود این است که فلوبر هر اندیشه‌ای را که برای نوشتن رمانش مضر تشخیص داده در این نامه‌ها تخلیه کرده است. از این رو، شاید کار خلاقه ورسای را بتوان به نوعی نشان دادن تمایز میان رمان‌نویسی و دیگر نوشتن‌های یک نویسنده دانست؛ یعنی اینکه هر چیزی، به قول خود فلوبر، ارزش آن را ندارد که وارد جهان داستان‌ شود و یکی از ارزش‌های این کتاب نیز درست در همین‌جاست. شکی نیست که فلوبر کوله را مخاطب خود قرار داده است تا اندیشه‌های غیرداستانی‌ خود درباره‌ حماقت، هنر و زندگی را نیز در جایی دیگر جز رمانش عرضه و ثبت کند و ورسای در این کار نقش مهمی را ایفا می‌کند. «برادرزاده کوچکم را چنان دوست دارم که انگار دخترم است و به او نسبتا (فعالانه) می‌رسم تا ثابت کنم [ادعاهایم در مورد داشتن قلب و احساسات انسانی] فقط حرف نیست. اما دلم می‌خواهد پوستم را قلفتی بکنند تا اینکه [بخواهم] از این احساساتم در سبک [نوشتاری‌ام] استفاده کنم. » (فلوبر در نوشتن مادام بوواری، ص۸۹، ۹۰)

(نوشتن سال های بواری،آقای یوسف انصاری،منبع:فرهیختگان)






Check PageRank