تبلیغات
وبلاگ شخصی توفیق بیتوشی - ادبیات نو كُردی

تازه ها : ظرفیت شعر ایرانی جهانی نیست . . .
نویسنده :توفیق بیتوشی
تاریخ:چهارشنبه 14 تیر 1391-08:34 ق.ظ

ادبیات نو كُردی

ادبیات نـــــــــــــــــــــــــــــــوکُردی:

تالیف:محمد اوزون

ترجمه به زبان عربی:دلاور زنگی

ترجمه از عربی به فارسی كاوه خضری

دانشجوی كارشناس ارشد ادبیات عرب(دانشگاه تربیت مدرس تهران)

منبع:مجله ی مهاباد،آخرین شماره سال 1391 شماره 135

 

دشوار می نماید کسی بتواند تصویر کامل، روشن ودقیق در خصوص این پژوهش ارائه دهد و علت آن چند بخشی بودن کردها از لحاظ جغرافیایی، فشارهای موجود بر زبان، پراکندگی نویسندگان در بخش های مختلف و دشواری برقراری ارتباط در بین آن ها و وجود موانعی است که مانع پیشروی زبان به سمت بهتر شدن است. بنابراین ادبیات کردی هیچ گاه یک پارچه نبوده و شاهد تفکری روشن و وحدت فکری نبوده است؛ چرا که همان عواملی که وحدت جغرافیایی را از بین برده است. همان ها نیز پیوندهای ادبیات کردی رااز بین برده است. بنابراین برمبنای سه عنوان مختلف از ادبیات کردی سخن میگویم: نخست ادبیات مربوط به آن دسته از کردها که زیر حاکمیت عراق و ایران قرار دارند. ادبیاتی که مردمانش تحت حاکمیت ترکیه قرار دارند و ادبیاتی که مردمانش در سوریه واتحاد شوروی سابق ( سوفیستی) دنباله رو آن هستند.

بدین ترتیب ادبیات کردی در این سه ناحیه رشد کرده است بدون آن که هیچ گونه ارتباطی بین ادبای این نواحی وجود داشته باشد. و در واقع ادبیاتی که در این نواحی رشد کرده است، تنها آراسته به دغدغه های آن ادبا که در آن ناحیه مشخص جغرافیایی است؛ جز این که ادبیات در سال های اخیر وخصوصا بعد از سال 1970م، تواسنت موانع را کنار بزند؛ چرا که نویسندگان وادبا در هر یک از آن مناطق مختلف، توانستند جهت تبادل افکار و مطالعه آثار همدیگر پل هایی ارتباطی به وجود آورند و تا همین اواخر، نواحی ایران وعراق نسبت به سایر نواحی امکانات بیشتری را برای چاپ وانتشار در اختیار داشتند وادبای عراق وایران می توانستند از آثار ادبی که در ایران وعراق و حتی آثاری که در کل جهان منتشر می شود اطلاع پیدا کنندو

کردهای اتحاد شوروری نقش مهم در فعال شدن جنبش ادبی دارند. آنان در زمینه ی چاپ ونشر کتاب فعالند. اما کردها ترکیه وسوریه محرومند چرا که چاپ کتاب آن دو کشور به زبان مادری ممنوع است و نویسندگان آثارشان را بیشتر در خارج چاپ می کنند.

معتقدیم که این نزدیکی و برقرای ارتباط بین نویسندگان در دوره ای نه چندان دور، گام های مفیدی را در راستای تقویت و ارتباط لهجه ها و تلفیق ادبیات برداشته است و این تحول تازه سکوت سال های گذشته را می شکند و درحیات فرهنگی و ادبی می دمد وبه آن پویایی، غنا و حرکت می بخشد.

جا دارد که در اینجا از سرزمین های غربت و یا گویاتر از کشورهای تبعید، به عنوان پناهگاه و محل امیدی برای ادبیات کردی، سخت بگویم وشایسته است اشاره داشته باشم به روزنامه ی " کوردستان" سال 1989 م در قاهره و دیگر روزنامه ها از سال 1920-1910م که در استانبول چاپ شدند.

آثار ادبی کلاسیک کردی برای نخستن بار در همین کشورهای غریب چاپ شدند. مراکزی چون دمشق، بیروت، قاهره، بغداد و شهرهای بزرگی در اروپا، اماکنی برای فعالیت نویسندگان و روشنفکران کرد بوده اند؛ اگر چه آنان از این نوع زندگی رویگردان بودند، ولی آیا ادبیات کردی یا به غیر از تجمل آن وضعیت می توانست به راحتی نفس بکشد و جریان داشته باشد؟

برمبنای پژوهش اخیرم، حدود 32مجله و روزنامه به زبان کردی در مناطق  مختلف منتشر می شوند. فکر می کنید چه تعداد از این مجلات و روزنامه ها در سرزمین کردستان منتشر می شوند؟ و این می تواند دلیلی دیگر باشد که سرزمین های غریب، مکانی جهت فعالیت ادبی، فرهنگی و روشنفکری (خصوصا برای لهجه ی کرمانجی) باشند.

از سال 1970م تاکنون، به علت مسائل اجتماعی و سیاسی، شاهد مهاجرت وسیعی از کردها به خارج بوده ایم و جوانب مثبت و منفی این مهاجرت ها را می توان برشمرد. نقاط مثبت: ادبا و نویسندگان با هم دیدار می کنند. لهجه ها به یکدیگر نزدیک می شوند و زبان به سوی یکپارچگی پیش می رود؛ همان گونه که در خارج از کردستان موسسات و انجمن های علمی و نیز مراکزی برای دیدار نویسندگان تاسیس شده است.

نکته ی قابل اشاره در این جا، روابط ادبی بین ادبا و نویسندگان ایران و عراق در مقایسه با روابط بین ادبا در ترکیه و سوریه از استحکام بیشتری برخوردار است. در ضمن تحولی که در نوشتار کردی بخش سوریه، مربوط به رسم الخط آن، ( حروف لاتین) روی داد. به علت مهاجرت آن دسته از کردها بود که از ترکیه به سوریه رفتند.

واضح است که ادبیات کردی در عراق و ایران رشد بیشتری داشته است، چرا که شرایط در این دو بخش نسبت به سایر بخش های مناسب و مطلوب تر بودهاست؛ خصوصا این که کردهای عراق در تمام دوران اشغال انگستان، از امتیاز نوشن وخواندن به زبان مادری، مجله، روزنامه، رادیو و چاپخانه برخوردار بودند. اگر چه کردهای ایران در دوران مختلف و با این گستردگی از این امتیازات محروم بودند.

هنگام سخن گفتن از کردستان عراق در همان وهله ی اول، باید قانون اعلان رسمی شدن زبان کردی از طرف سازمان ملل متحد را درسال 1925م به یاد بیاوریم. از سال 1932 تا 1960 دو حکومت مستقل اداره ی عراق را تحت سرپرستی بریتانیا برعهده داشتند و با توجه به شرایط موجود، کردها حکومت خود مختار را در داخل عراق، برای ادبی کردی تبدیل شد و استانبول، پایتخت دولت عثمانی، مرکزی برای چاپ آثار کردی بود. جز این که بعد از قیام جمهوری ترکیه ی جدید. در سال 1923م، تعدادی از روشنفکران مانند: توفیق سلیمانی (پیره میرد)، رفیق حلمی، مصطفی پاشا، توفیق وهبی و محمد امین زکی، از استانبول  به عراق مهاجرت کردند و این نام های بزرگ در کنار علم، آگاهی و تجربه صاحب مناصب بزرگی در حکومت عثمانی بودند. بدین ترتیب تجربه صاحب مناصب بزرگی در حکومت عثمانی بودند . بدین ترتیب انبوهی از معلومات مربوط به ادبیات کردی وارد عراق شد و با کمک ونظارت انگلیسی ها مجلاتی چون: peskewtin  پیشکه وتن (1922-1920م)، jiyanewe  ژیانه وه (1936-1923م)، منتشر شدند که تعداد قلیلی از ادبا و نویسندگان جذب آن شدند. این نشریات تاثیری آشکار در رشد زبان وادبیات کردی داشتند. بعد از آن دیگر نشریات علمی، ادبی و فرهنگی نیز چاپ شدند. از جمله: diyari Kurdistan  دیاری کردستان سال 1925م، Zari Kurdistan  زاری کردستان (1932-1926م)، مجله ronak  رووناک (1935-1925م) و مجله ی jin ژین (1946-1936م).

 نشریات مورد اشاره در عراق، بعد از چاپ gelawej گلاویژ، ( 1946- 1939م.) به اوج خود رسیدند.

به لطف وضعیت مجود در کردستان عراق، مدارس و دانشگاه ها به زبان کردی دایر شدند و نشریه ای چون << گلاویژ>> سال ها و به صورت مداوم چاپ شد. مراکز علمی و انجمن های ادبی و فرهنگی شکل گرفتند. در سال 1926م، در شهر سلیمانیه << انجمن دانشمندان کرد>> تاسیس شد به مسائلی از این دست پرداخت:

1_ نشر روزنامه ومجلات جهت رشد فرهنگ و آگاهی.

2_ تالیف و ترجمه ی کتاب های مرتبط با تدریس و آموزش.

3_ تاسیس انستیتوها و مدارسی که به طور شبانه روزی مشغول آموزش مردم باشند.

4_ زمینه سازی برای نشست ها، همایش ها و شب های شعر.

5_ برپایی کتابخانه های عمومی و کتاب فروشی ها.

6_ اعزام هیئت های علمی به خارج از کشور، به منظور کسب تخصص در اصول تدریس و....

این اهداف در دوران حکومت خودمختار در سال های (1974- 1970م) برای اتحادیه ی نویسندگان کرد محقق شد و بر روی این اصل توافق به عمل آمد: " تلاش برای گسترش وبهبود ادبیات کردی و محافظت از خزانه ی زبان و ادبیات کردی ونیز فراهم کردن امکانات برای گسترش پژوهش ها وجنبش های ادبی.

در پی بهبود شرایط ادبی و علمی در این قسمت از کردستان، اسلوب نثری در این بخش نسبت به سایر بخش ها بهتر شد. برای اولین بار در ایران و عراق نمونه های از متون علوم عقاید و شریعت اسلامی وتصوف بودند عبارتند از: شیخ حسینی غازی در آغاز قرن هیجدهم (1790- 1870م) مولانا خالد نقشبندی در سال 1826 م کتاب " العقیده" رابه زبان کردی؛ لهجه ی کرمانچی شمالی نوشت. بعد از این آثار بود که نثر جایگاه در خوری پیدا کرد و تا سال 1920 م در حال گسترش بود وراه خود را به شیوه ی آثار کلاسیک ادبی ادامه می داد. اگر چه در بعضی موارد تفاوت هایی بین این دو نوع مشاهده می شد. چاپ نشریات خیزش جدیدی به ادبیات کردی بخشید و آثار جدیدی در این نشریه ها ظاهر شدند.

از دهه ی قرن بیستم، کردها در قالب سبک های جدید، شروع به نوشتن قصه های کوتاه SHORT STORY  کردند و این تلاش ها ادبیات کردی را پربارتر کرد. برای اولین بار در سال 1913م قصه های کوتاه کردی منتشر شد. اولین قصه های که نمایانگر نوع جدید قصه کوتاه است در سال 1925م تحت عنوان LE XEWMA در سلیمانیه توسط جمیل صائب نوشته شد که از ابتدای شماره ی 28 نشریه ی  jiyanewe  به صورت پراکنده منتشر شدند. نویسنده در این قصه ی کوتاه با زبانی ساده و روشن از آرزوهایش سخن می گوید تا برای ما تابلویی رسم کند که بیانگر اوضاع اجتماعی وسیاسی دوران انتفاضه ی شیخ محمود برزنجی در سال 1922م باشد. در سال 1926م، اثری از احمد مختار جاف، تحت عنوان " داستان درون" چاپ شد و این اثر نسبت به کار جمیل صائب اهمیت بیشتری داشت؛ وی با تاملی دقیق تر و نگاهی ژرف تر به قضایا نگاه می کند وموضوع خود را از واقعیت شهر واوضاع ساکنان گرفته است واین تصاویر را با دقتی تمام به خوانندگان عرضه می کند.

هوسمند اوصمان، در پروپوزال اکادمیک خود از گرایش ها، آراء و نظریات نخبگان کرد مانند: حسین عارف و مصطفی خزندار سخن می گوید و با نگاهی موشکافانه و دقیق می گوید: << داستان هایی که در سال های 1940- 1920م. چاپ شدند از نظر ساختار ادبی ضعیف می باشند>> هم چینین اضافه می کند << داستان هایی که در آغاز چاپ می شدند -  می توان گفت از ادبیات گفتاری دور بوده و در برابر اوضاع سیاسی- اجتماعی شامل مضامینی نقدی بوده که از این جهت قوی و محکم بودند.>>.

تکیه گاه اصلی زبان وادبیات جهت حرکت به جلو، در کردستان ایران وعراق، مجله ی << گلاویژ>> بود. هیئن تحریریه ی این مجله در سال های 1949- 1939 م عبارت بودند از: ابراهیم احمد، علاالدین سجادی و شاکر فتاح، ابراهیم احمد که مدیر مسئول این نشریه بود، در اولین شماره ی مجله، مقاله ای با نام مستعار << بله>> نوشت که در آن اهداف مجله را این گونه توصیف می کند:

تقویت زبان کردی و تطابق آن با اصول و معیارهای زبان، حمایت از ادبیات قدیم و بنای ادبیات نو کردی، ترجمه ی آثار ادبی ارزشمند ادبیات ملل و انتشار آن.

علاوه بر پژوهش های تاریخی، اجتماعی، فرهنگی، ادبی، مجله در پیشرفت فن داستان کوتاه تاثیر بسیار داشت. به راستی که مجله << گلاویژ >> ادبای بزرگ وآثار ادبی ارزشمند و یک مکتب ادبی غنی را به فرهنگ و ادبیات کردی هدیه کرد.

تعداد نویسندگانی که در این نشریه فعالیت داشتند بسیار بودند. علاء الدین سجادی به عنوان یکی از آن نویسندگان، در سال 1984م و کارشناس زبان وفن داستان در تمام کردستان، مشهور بود. از جمله آثار وی تاریخ  ادبیات کردی در دو جلد بود که در سال 1952م چاپ شد و همچنان چشمه ای جوشان برای ادبیات کردی است . کتاب دیگر وی برگزیده های فلکوریک است با عنوان << رشته ی مروارید >> که از کتاب های ارزشمند در این زمینه است . پژوهش هایی نیز در زمینه ی داستان، رمان و حماسه های کردی دارد که در قالب نثر در  کتاب << همیشه بهار>> جمع آوری کرده است. نباید این کتاب منثور وی را فراموش کنیم << گذری در کردستان >> . در این کتاب دیدگاه های خویش را با سبکی ادبی در حالی که از ساختار اجتماعی، سیاسی و فرهنگی شهرهای کردستان سخن می گوید، عرضه می کند. کتاب دیگر وی << انقلاب کرد، کرد وجمهوری عراق >>، از مهم ترین وارزشمند ترین کتاب هایی است که با زبان کردی از تاریخ کردستان سخن می گوید.

علاء الدین سجادی از سال 1960م تا زمان مرگش در دانشگاه بغداد، استاد زبان وادبیات در گروه ادبیات کردی آن دانشگاه بود.

ابراهیم احمد مانند علاء الدین مشغول زبان وادبیات نبود، بلکه در میدان سیاست کوشید و به شخصیت سیاسی برجسته ای تبدیل شد. در تاسیس جزب دمکرات عراق نقش بسزایی داشت و اندکی بعد به عنوان دبیر کل این حزب انتخاب شد. در سال های 1970-1960م که سرکوب آزادی های کرد در عراق به اوج خود رسید، با رهبر جاویدان حزب << مصطفی بارزانی >> در جنگ ها شرکت کرد. وی در لندن مدیر مسئول فصل نامه ی ادبی – فرهنگی  << cirika Kurdistan  >> بود.

همانگونه که در سایر کشورهای جهان سوم مشاهد می کنیم. می توان گفت که تلاش ابراهیم احمد- همانند رهبران کشورهای دیگر – در راستای کارهای ادبی – فرهنگی وسیاست است. می توان گفت که این رغبت از زمان های دور در همه ی روشنفکران کرد وجود داشته است.

در مواردی بسیار در کردستان، سردمداران جنبش های فرهنگی، و رئیس سازمان های سیاسی و سران احزاب  ادبا و روشنفکران بوده اند. در بسیاری از نشست ها ابراهیم احمد این گونه مخاطبان را خطاب می کرد: در حقیقت من بدون دلیل و یا از روی علاقه وارد سیاست نشده ام. چرا که تجربه، واقعیت و حوادث کشور همگی نشان داده اند که شما نمی توانید کاری بکنید و موفق شوید مگر آن که ادبیات را با سیاست بیامیزید.

ابراهیم احمد اولین رمانش را در سال 1956م نوشت و مدت ها گذشت تا این که در سال 1972م با عنوان << ژانا گل Jana gel >> ( درد ملت) چاپ شد. می توان گفت این رمان، اوین رمان چاپ شده به لهجه ی سورانی است و به همین دلیل تاکنون خوانده می شود و در کردستان از آن سخن به میان می آید. البته این رمان مانند هر رمان دیگری که برای اولین بار به چاپ می شود. خالی از اشکالات فنی و ادبی نیست.

اما هنگامی که در مورد شعر سروده شده به لهجه ی سورانی در عصر جدید، سخن به میان می آید، بایست به نوری شیخ صالح رجوع کنیم که مشغول امور سیاسی هستند. همانگونه که نوری شیخ صالح با سیاست سروکار داشت و درهمان حالبه سرایش شعر نو و نویسندگی در نقد ادبی مشغول بود. تجارب ادبی وی شایان ذکر است؛ وی به لطف شعر نو و زیبایی که سرود توانست سردمدار شعر نو باشد و راهی  را پیمود که قبلا کسی آن را تجربه نکرده بود. این نوع جدید ادبیات کردی را وارد مراحل پشرفته ای کرد. از جمله سردمداران و پیشگامان این نهضت ادبی : << پیرمرد >> (1867-1950)م ودلدار (1918-1948)، و << زور احمد هردی>> و << فائق بیکس >> و << گوران >> را می توان نام برد. در اینجا لازم می نماید کمی از گوران (1904-1962م) بگوییم. اسم اصلی وی عبدالله سلیمان است. بدون شک وی بزرگترین معلم شعر نو کردی است. وی اندکی از اسالیب کلاسیک را به عنوان چاشنی شعر نو خویش قرار می دهد و به این ترتیب نوع سومی از صناعت شعری در وی متولد می شود. آثار شعری وی به قصیده ی کردی کمک کرد تا در جایگاه نزدیکی، نسبت به شعر جهانی قرار بگیرد و با شعر جهانی در ارتباط باشد. گوران فعالیت های سیاسی  هم داشت و بارها زندانی شد.

او با تغییرات ظریف و ریشه ای که در شعر خود به وجود آورد توانست شعر کردی را از تاثیر شعر عربی و شعر کلاسیک فارسی برهاند. تلاش می کرد تا زبان کردی را به طور خالص و خالی از لغات بیگانه به کار گیرد و آشکارا می توان از شعر بلیغ وی، حالات روحی یک انسان کرد را دریافت . اثر گوران در شعر شاعرانی همچون: << هاوار >> و << دلزار>> و<< کاکه ی فلاح >> . << دیلان >> واضح است. شاعرانی که مانند گوران می سرایند در تمام دنیا پراکنده هستند و شعر کردی را به افق های روشن تری می رسانند. خصوصا بعد از انقلاب نظامی ها به ریاست عبدالکریم قاسم در سال 1958م که در پی آن اوضاع کردها در عراق بهبود یافت. پیشرفت اقتصادی واجتماعی حاصل شد و به کمک این نوشته ها و آثار ادبی نو، وضعیت فنون و ابتکارات بهبود یافت.

در سال 1961م انقلاب و جنبش مسلحانه آغاز شدند که تاکنو نیز ادامه دارند و نسلی که بعد از گوران به وجود آمد و رشد کرد به عنوان نسل انقلاب یا << POST GORAN >> شناخته می شود. بنابراین خون تازه ای در رگ های شعر کردی جاری شد وبهبودی بهتری پیدا کرد و به دستان همین نسل بود که شعر کردی سورانی وارد مرحله ی جدیدی شد وبنای آن قوی شد و معانی آن عمق بیشتری پیدا کرد. اسلوب تازه ای به خود گرفت و مواردی از درام و تراژدی و اتوبیو گرافی وارد آن شد و مفهوم << KURDAYETI >> یعنی کرد بودن تغییر کرد و معنای تازه ای به خود گرفت. آثار نمایندگان این مرحله به زبان های دیگر ترجمه شد. از جمله این اشخاص می توان شیرکو بیکس، لطیف هلمت، عبدالله پشیو وانور قادر محمد و فرهاد شاکلی و رفیق صابر را نام برد. همهی این اشخاص توانستند با تلاش هایشان شعر کردی را جهانی سازند و آن را به نویسندگان جهان آشنا کردند. از جمله استادان  فن نثر که در کردستان ظهور کردند می توان حسن قزلجی را نام برد که در فن  قصه ی کوتاه کردی هنر نمایی می کرد و مجموعه قصه های وی به نام << pekeninen geda >> (خنده ی گدا) شهرت زبادی پیدا کرد و به زبان های دیگر نیز ترجمه شد. وی بعد از خاموش شدن جمهوری مهاباد، بلغارستان رابه عنوان محل اقامت خود برگزید.

اما هیمن وهه ژار در پیشگام شعر هستند که کسی به پای آنان نمی رسد و به جای آن که به تبعیت از دوستانشان به کشورهای دور دست مهاجرت کنند به کردستان عراق مهاجرت کردندو هر دو تا اواخر سال 1970م در آنجا ماندند. هژار در آزاد سازی جنبش کردستان عراق ماموریت های بزرگی را به عهده داشت و دوست صمیمی رهبر جاودانه، ملا مصطفی بارزانی بود. << همواره این دیداری که بین من و او در سال 1985م در پاریس رخ داد  را به یاد می آورم . گویی دیروز بود که برای معالجه به بیمارستان آمد و به من گفت: من هر سال به مناسبت فوت ملا مصطفی بازارنی، شعری را به یاد دوست فقید می سرایم.>> از این سخن وی که پر از عاطفه و مهربانی برای دوست دیرینه اش بود، متاثر شدم.

می توانیم بگوییم که هیمن پیشگام شعر رومانتیک کردی است. زمانی که در سال 1979م کوردستان ایران آزاد شد. این شاعر را در مهاباد دیدم و وی همواره از مسولیتش درباره ی زبان کردی سخن می گفت و از روی همین احساس مسئولیت بود که وی می نوشت و دو دیوان شعری نوشت که شعر بدیع خود را در آن ها به یادگار گذاشت. محرومیت یک از شاعران همانند هین نتوانست احساس آوارگی و محرومیت را به تصویر بکشند. این یکی از رباعی های وی است که در آن را تجارب خود می گوید:

Derdiduri,derdidurkurikustimi

Derdiwisyaruseburikustimi

Yadiyaran u wilatimroj u sew

Leheramkirimqerar u xurd uxew

 می خواهم این بحث را با سخن راندن از حوادث سال 1970م به پایان برسانم. در سال 1970 م کردستان عراق خود مختاری گرفت. بنابراین نویسندگان و پیشگامان ادبیات در این برهه به تالیف و نشر آثار روی آوردند و به ترجمه ی ادبیات کشورهای همسایه نیز پرداختند. از عربی، فارسی و ترکی به زبان کردی ترجمه می کردند. بنابراین مردم با نوع جدیدی از ادبیات آشنا شدند که قبلا نمی شناختند. بنابراین در هر شهری انجمن ها و نشست های ادبی وفرهنگی برگزار می شد و نویسندگان ومولفان آثار گرانبهایی را در این میدان به وجود آوردند. از جمله پیشگامان در حوزه ی نثر در این دوره << رمان و قصه های کوتاه >> می توان از این اشخاص یاد کرد: حسین عارف و رئوف بیگرد و احمد محمد اسماعیل و محمد صالح سعید و لطیف حمید و احلام منصور و معروف خزنه دار. به خاطر طولانی نشدن این بحث را ذکر اثار این نویسندگان چشم پوشیم. این اشخاص علم رغم ضعف نثر کردی و وجود بسیاری از ضعف ها، مسیر درستی را طیب کردند و گام هایی را برداشتند که ستودنی بود. شایان ذکر است که از بین این نویسندگان به آثار حسین عارف اشاره کرد چرا که وی تنها به نوشتن رمان وقصه اکتفا نکرد بلکه در زمینه ی نقد ادبی نیز می نوشت وکتاب وی با عنوان << هنر قصه نویسی کردی>> در فاصله ی سال های 1925- 1960م منتشر شد. رمان اخیرش نیز با عنوان <<  saar >> ( شهر) از جمله رمان هایی است که در اوج ادب روایی کردی قرار دارد. این همان رمانی است که شهر سلیمانیه را با تصاویری فنی و در اسلوبی نو به تصویر می کشد. این شهری که همیشه مرکز فرهنگ وادب کرد بوده است. 






Check PageRank