تبلیغات
وبلاگ شخصی توفیق بیتوشی - آه ای افراد نیكوكار و بخشنده از فقرا یاد بگیرید

تازه ها : ظرفیت شعر ایرانی جهانی نیست . . .
نویسنده :توفیق بیتوشی
تاریخ:شنبه 14 مرداد 1391-09:01 ق.ظ

آه ای افراد نیكوكار و بخشنده از فقرا یاد بگیرید

 
آه ای افراد نیکوکار و بخشنده از فقرا یاد بگیرید

آه ای افراد نیکوکار و بخشنده از فقرا یاد بگیرید

اسدالله امرایی: چاپ دوم «گریز به تاریکی» و پنج داستان دیگر از آرتور شنیتسلر است که با ترجمه نسرین شیخ‌نیا (دانش پژوه) در نشر ماهی منتشر شده


چاپ دوم «گریز به تاریکی» و پنج داستان دیگر از آرتور شنیتسلر است که با ترجمه نسرین شیخ‌نیا (دانش پژوه) در نشر ماهی منتشر شده، گریز به تاریکی داستان مردی است که کتبا اختیار جانش را به برادرش سپرده است تا در صورت مشاهده نشانه‌های جنون در پیش از رسیدن به دیوانگی کامل او را بکشد اما همین امر باعث می‌شود کم‌کم قهرمان داستان به سمت جنون برود و از ترس اینکه برادرش او را دیوانه پندارد به تعهدش عمل کند، کار را به جایی می‌کشاند که خودش در کشتن برادر پیشقدم می‌شود و پس از آن خودکشی می‌کند. جرونیموی کور و برادرش یکی دیگر از قصه‌های مجموعه گریز به تاریکی است، جرونیموی کور و برادرش، کارل برای اینکه به برادرش ثابت کند دزد نیست، دزدی می‌کند و به جرم دزدی دستگیر می‌شود. شنیتسلر در این قصه نیز به رابطه دو برادر می‌پردازد. برخی از آثار ادبی این نویسنده به زبان فارسی ترجمه و منتشر شده است، بئاتریس، مرده‌ها سکوت می‌کنند، خودشیفتگی آناتول، بازی در سپیده‌دم و رؤیا. «ماری. ماری. نمی‌خواهم به تو بگویم. یک سال دیگر فرصت دارم. و بعد همه‌چیز تمام می‌شود. و آن‌گاه به شدت و با صدایی بلند گریست. اما ماری با چشمان کاملا باز و رنگی که مثل مرده‌ها پریده بود، از حرف‌های او سر درنمی‌آورد. نمی‌خواست سر دربیاورد. چیزی سرد و وحشتناک گلویش را می‌فشرد. تا اینکه ناگهان فریاد زد: «فیلیکس، فیلیکس.» سپس خود را مقابل او به زمین انداخت و به چهره گریان و مصیبت‌زده فیلیکس نگریست که حالا از مقابل او پایین افتاده بود. فیلیکس او را دید که در مقابلش زانو زده است. زمزمه‌کنان گفت: «بلند شو، بلند شو.» ماری بدون فکر حرف او را اطاعت کرد و از جا برخاست و رو‌به‌روی او نشست. نمی‌خواست حرفی بزند. نمی‌توانست سوالی بکند.» مرده‌ها سکوت می‌کنند، دفترچه خاطرات ردگوندا و فرولاین اِلزه از داستان‌های مجموعه هستند. 
«این یازده‌تا» مجموعه داستان‌های کوتاهی است که احمد اخوت مترجم خوب کشورمان که مترجمی گزیده‌کار است در نشر ماهی عرضه کرده است. گرچه شاید برخی از آنها را پیش‌تر خوانده باشید، اما طراوت ترجمه اخوت دوباره خواندن‌شان را با لذت همراه می‌کند. «۱۱ ساله بودم که آموختم انسان قربانی سرنوشت و اتفاق نیست، بلکه بیش از هر چیز اسیر هوس‌های خویشتن است. وگاه اگر احتیاط نکند، فدای هواهای دوستانش.»
اصغر مهدی‌زادگان کتاب «اعتراف» جک لندن را به فارسی برگردانده و انتشارات نگاه آن را منتشر کرده است. میدان بزرگی در زادگاهش اوکلند به نام جک لندن ساخته‌اند و کلبه چوبی او در گوشه‌ای از میدان قرار دارد. «سعی کردم در محله‌های فقیرنشین دنبال غذا بگردم، چون فقیران آخرین سنگر محکم و مطمئن گرسنگان خانه به‌دوش هستند. همیشه می‌توان به فقیر اعتماد کرد، چون او گرسنه را از در خانه‌اش نمی‌راند. آه ای افراد نیکوکار و بخشنده از فقرا یاد بگیرید.»
«راز قتل پالومینو مولرو» اثر ماریو بارگاس یوسا نویسنده پرویی برنده جایزه نوبل ادبیات را نشر علم با ترجمه من منتشر کرده. «جوان را مثله و از درخت خرنوب کهنسالی حلق‌آویز کرده بودند. وضع افتضاحی داشت که به مترسک یا عروسک خیمه‌شب بازی درهم شکسته بیشتر شبیه بود تا جنازه. احتمالا قبل از اینکه او را بکشند یا پس از آن، با کارد به جانش افتاده‌اند: بینی را بریده و دهانش را جر داده بودند و خون دلمه بسته، کبودی، بریدگی و جای داغ سیگار، قیافه‌اش را از ریخت انداخته بود و به نقشه درهم‌برهمی شباهت داشت.» داستان با تصویر هولناک جنازه‌ای مثله شده شروع می‌شود و ستوان سیلوا و گروهبان لیتوما که از قهرمانان معروف یوسا هستند مأموریت پیدا می‌کنند تا پرده از راز جنایت بردارند. ماریو بارگاس یوسا سال‌هاست درباره‌ جدال بر سر قدرت در آمریکای لاتین می‌نویسد. از قهر و خشونت و کبر و عجب مردانی کوته‌قامت و بلندپرواز. «عیش مدام» را نوشته و موج‌آفرینی را «دختری از پرو» که تازه به فارسی درآمده. داستان با صحنه تهوع‌آور جنازه مثله شده سربازی آغاز می‌شود که «توی کافه‌ها بولرو می‌خواند.» زمان رمان دهه ۵۰ است. ستوان سیلوا که به شخصیت ثابت رمان‌های یوسا تبدیل شده استاد بازجویی و تحقیق است. گاهی بسیار مودب و گاه موذی و آب زیرکاه. ظاهرا هم به قانون علاقه نشان می‌دهد. سرهنگ با زبان نظامی می‌گوید: «سرکار ستوان، یک‌بار دیگر برایت توضیح می‌دهم، چون انگار یک کلمه از حرف‌های مرا نفهمیده‌ای. حکما می‌دانید که نیروهای مسلح حقوق جزایی و آیین دادرسی خودشان را دارند، دادگاه‌های اختصاصی خودشان را دارند و افراد خاطی نیروهای مسلح را در همین دادگاه محاکمه و مجازات می‌کنند. تو دانشکده افسری گاردیا سیویل به تو یاد نداده‌اند؟ خیر؟ خوب، پس بگذار الان من یادت بدهم. زمانی که جرمی اتفاق می‌افتد و احدی از جمعی نیروهای مسلح درگیر ماجرا شود، بازپرس نظامی دفتر قضایی دادرسی ارتش به فرموده، تحقیقات را به عهده می‌گیرد. نظامی پالومینو مولرو تحت شرایط نامعلومی مرده، خارج از پایگاه و وقتی اعلان شد از خدمت فرار کرده، من گزارش کاملی برای مافوق‌هایم فرستاده‌ام. چنانچه صلاح بدانند، دستور انجام تحقیقات تازه را می‌دهم، آن هم از طریق ابواب جمعی نیرو. شاید هم فرماندهان من پرونده را به دایره دادرسی ارتش ارجاع بدهند. حالا تا دستور مستقیم برسد، خواه از طرف فرماندهی ستاد نیروی هوایی یا ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح، احدی از گاردیا سیویل حق ندارد در پایگاه تحت فرماندهی من، قوانین دادرسی ارتش را نقض کند. شیرفهم شد، سرکار ستوان سیلوا؟ جواب بده، روشن شد؟» مژده‌ای هم بدهم که ترجمه رویای سلت با ترجمه کاوه میرعباسی در راه است. 
«این زنی که/ روی اعصاب من شعر تایپ می‌کند/ اتفاقا خویشاوند تمام افراهایی‌ست/ که در خیابان شما/ ستون برق / شدند/ یا در آشپزخانه صندلی» سر مترسک هم کلاه می‌گذارم سومین مجموعه شعر جواد غلامرضایی است که نشر شاملو مشهد منتشر کرده است. البته مثل باقی کتاب‌های ناشران شهرستانی در تهران توزیع مناسبی ندارد. 
نیما تجبر کتاب «نظریه طنز بر بنیاد متون برجسته طنز فارسی» را در نشر مهرویستا منتشر کرده است. تجبر سعی کرده است با تحلیل متون تعریفی جدید از طنز ارائه کند که مشابه هیچ‌یک از تعاریف گذشته نیست؛ باتعریف مجدد از طنز ارتباط گونه‌های مختلف مدنظر قرار گرفته است. کتاب در پنچ فصل منتشر شده که سه فصل اول بر تعاریف و نقد نظریه‌ها پرداخته و فصل چهارم به تحلیل آثار قدما و معاصران پرداخته است. از شعرهای عبید گرفته تا پرویز شاپور و ایرج پزشکزاد. فصل پنجم هم نظریه طنز است با منبع و نمایه‌ها.
منبع:فرهیختگان





Check PageRank