تبلیغات
وبلاگ شخصی توفیق بیتوشی - عجیب و ملوس

تازه ها : ظرفیت شعر ایرانی جهانی نیست . . .
نویسنده :توفیق بیتوشی
تاریخ:دوشنبه 16 مرداد 1391-09:07 ق.ظ

عجیب و ملوس

عجیب و ملموس
عجیب و ملموس
فرشته نوبخت: «مفید در برابر باد شمالی» نوشته دانیل گلاتائور را باید به جهت نوع روایتش از یک رابطه انسانی، رمانی متفاوت برشمرد.

گلاتائور نویسنده و روزنامه‌نگاری آلمانی است و «مفید در برابر باد شمالی» اولین اثری است که از او در ایران منتشر شده است. کتاب، داستان بسیار ساده‌ و عاشقانه‌ای دارد اما چیزی که آن را جالب و خواندنی می‌کند، مخصوصا برای مخاطب کم‌حوصله‌تر و آشنا با فضای مجازی، شکل روایت آن است. تمام داستان به‌صورت نامه‌هایی در قالب ایمیل نوشته شده است. امی خسته و پر از ملال روزمرگی‌ها، ایمیل‌هایی برای مجله‌ای که مشترک آن است می‌فرستد و نامه‌ها به جای مجله به صندوق الکترونیکی لئو می‌رسد و موجب شروع دوستی او با مردی می‌شود که به تازگی از یک رابطه عاشقانه واقعی شکست‌خورده و اندوهگین است. نامه‌ها بین این دو ردوبدل می‌شود و در جایی از داستان شخص سومی هم وارد می‌شود که بر پیچیدگی و جذابیت داستان اضافه‌ می‌کند. دانیل گلاتائور، نویسنده رمان «مفید در برابر باد شمالی»، روان‌شناسی خوانده و به نظرم رمان او را هم باید اثری در همین ژانر دانست، زیرا داستان به بررسی و کندوکاو درونی شخصیت‌ها و مخصوصا امی می‌پردازد و رابطه عجیب و در عین حال ملموس او با لئو در دنیایی کاملا مجازی؛ دنیایی که امکان‌های زیادی را در برابر محدودیت‌های دنیای واقعی پیشنهاد می‌کند. این دنیای غیرواقعی که امی به جهت تنهایی به آن پناه برده، کم‌کم مثل آینه‌ای او را در برابر خودش قرار می‌دهد تا جایی که در سطحی کلان، تنهایی در این رمان به مفهومی مدرن و سرنوشتی محتوم برای انسان بدل می‌شود. امی در یکی از ایمیل‌ها برای لئو می‌نویسد: «. . . برای من وقتی برای شما می‌نویسم و از شما می‌خوانم مثل یک ساعت خارج از زندگی است، یک جزیره کوچک خارج از دنیای روزمره من، که با میل با شما به‌تنهایی در آن به‌سر می‌برم.» پایان داستان گلاتائور اگرچه قابل پیش‌بینی و تا حدی به‌دور از خلاقیت، یا نقطه عطف است، اما واقعی و تلخ است. واقعی‌بودن یا به شدت شبیه واقعیت‌بودن داستان گلاتائور در قالب ایمیل که هم عرصه را بر خلاقیت هنرمندانه تنگ کرده و هم امکان ویژه‌ای را برای حرف‌زدن و گفتن از سوی شخصیت‌ها فراهم کرده، به‌مثابه تیغ دودم است که از یک‌طرف هوشمندی نویسنده‌ای را نشان می‌دهد که داستانی باورپذیر و قابل درک روایت می‌کند از یک اتفاق بارها تکرارشده روزمره و از طرفی به شدت آن را به روایتی ژورنالیستی و سطحی و تکراری از یک فاجعه انسانی تبدیل می‌کند. اما تردید نکنید که خواندن این رمان به هر جهت خالی از جذابیت و لطف نیست. به‌ویژه آنکه، ترجمه خوبی هم به همت خانم شهلا پیام از کتاب ارائه شده است. این کتاب به تازگی از سوی نشر ققنوس منتشر شده است.

منبع:فرهیختگان




Check PageRank