تبلیغات
وبلاگ شخصی توفیق بیتوشی - آن تابستان با ما را

تازه ها : ظرفیت شعر ایرانی جهانی نیست . . .
نویسنده :توفیق بیتوشی
تاریخ:دوشنبه 27 شهریور 1391-09:27 ق.ظ

آن تابستان با ما را

آن تابستان با مارا
آن تابستان با مارا
فرهیختگان/اسدالله امرایی: «آن تابستان با مارا» عنوان کتابی است از اختر نراقی نویسنده ایرانی مقیم کانادا که در اصل به زبان انگلیسی نوشته شده، نیره توکلی هم آن را به فارسی ترجمه کرده و نشر نیکا ناشر کتاب است. نویسنده کتاب در پیش‌گفتاری بر ترجمه خانم توکلی نوشته است؛ بسیار خوشحالم که کتابم به زبان مادرین و زبان زادگاهم ایران و به قلم مترجم توانا دکتر نیره توکلی منتشر شده. چهار داستان ‌بلند و به هم‌پیوسته است. سیتا، موریس و عشق، الجزایر و آن تابستان با مارا عناوین این داستان‌ها هستند، که در کنار هم کلیتی همانند رمان می‌یابند. «این داستان کل ملت الجزایر است که فرانسه به آن تجاوز کرده. ما این کشور را مستعمره کرده‌ایم و داریم شیره جانش را می‌مکیم... من از فرانسوی بودنم شرمنده‌ام... اگر این مردان آگاهی و آزادی را برای زنان خودشان نمی‌خواهند، چطور می‌توانند آزادی خودشان را به دست آورند...» اختر نراقی شاعر، نویسنده و پژوهشگر ایرانی، دارای دکترای ادبیات انگلیسی از دانشگاه مک‌گیل است و پیش از این اثر چهار رمان دیگر نیز نوشته و منتشر کرده. «آن تابستان با مارا» روایتی اجتماعی- سیاسی است که زندگی آدم‌هایی از ملیت‌های مختلف را به تصویر کشیده است. این اثر نیز چون سایر آثار نویسنده روایتی اول‌شخص است درباره مهاجرت و تلاش انسان‌ها برای تطبیق با شرایط فرهنگی و جغرافیایی جدید. از نراقی تاکنون چهار رمان منتشر شده است. نخستین رمان وی «خانه سبز» نام دارد که سال ۱۹۹۴ منتشر شد. «پرده‌های آبی» دومین و «آن تابستان با مارا» سومین رمان نراقی است. آخرین رمان نراقی «قطاری به سوی روستای من» است که داستانی عاطفی و عاشقانه دارد. 
  «آنها کم از ماهی‌ها نداشتند» مجموعه داستان جدید شیوا مقانلوست که شامل شش داستان پری‌ماهی، گوش کهن‌دژ، الیسه، مُتل بلور، شب هزار و دوم و سر پیچ بعدی است. مقانلو را البته بیشتر به ترجمه می‌شناسیم. مجموعه داستان تازه خانم مقانلو در نشر ثالث منتشر شده است. در این قصه‌ها هم تاریخ هست هم عشق و هم مرگ. پنه‌لوپه دیگر منتظر شوهرش اولیس نمی‌ماند، استخوان‌های لای دیوارها به سخن می‌آیند، افسانه‌ای در دل حمله مغول گم می‌شود و دریا هم مطابق معمول همه جا حضور دارد که هم نماد زندگی‌ست هم مرگ. 
  هفته‌نامه نگاه پنجشنبه این هفته سراغ مرگ رفته است. حسن ختام مجله برباد رفته نام دارد نوشته دوست عزیز از دست شده عمران صلاحی‌ و از قضای روزگار زمانی مطلب ایشان حسن ختام شد که مادرشان بانو فیروزه پناهنده به دیدار فرزند رفت. هفت روز هفت یادداشت با ژاله خون شد آغاز می‌شود که به قتل‌عام میدان ژاله آن روزگار در هفده شهریور می‌پردازد تا دهان ابلهان طلبکار را ببندد به قلم محمدرضا لطفی. یه حبه قند، نارنجی‌پوش یا روزهای زندگی را کیوان کثیریان نوشته و میان ماه من تا ماه نیل آرمسترانگ را حامد یعقوبی. آرمسترانگ اولین انسانی‌ست که پا به فضا گذاشت و از آن هم فراتر رفت تا در ماه قدم بزند؛ موقعیتی که نصیب انسان دیگری نشده است. ما ایرانی‌ها خوش‌استقبال و بد بدرقه‌ایم؟ نوشته محمدحسین معزی است. مرگ هر کس ای پسر همرنگ اوست به قلم خسرو ناقد منتشر شده. در آشوب سه حرف از واژگان «من» «درستکاری» و «گریز» شاهرخ تندرو صالح. آسمان را در چشم‌هایش ریخته‌ا‌ند نگاه شهرام شاهرخ‌تاش شاعر سال‌های دور است که نگاهی به کتاب تازه منتشر شده کیومرث منشی‌زاده انداخته که با عنوان صفر در منقار کلاغ نارنجی بی‌آسمان در انتشارات گوهر منظوم منتشر شده. باد اومد بارون اومد هم کار شیوا مقانلوست. مطالب خواندنی دیگر هم هست. 
  مجله گلستانه شماره ۱۲۰ هم منتشر شد. در این شماره گلستانه پرونده‌ای‌ برای کالم توبین نویسنده ایرلندی و مدرس دانشگاه پرینستون نیوجرسی‌ تدارک دیده‌ام. با یک داستان و معرفی مفصل. آهنگ خوش فراموشی گفت‌و‌گو با محسن احمدوند است به بهانه نمایشگاه آثار او در گالری اعتماد. نگاهی به آثار بهمن جلالی، آرمان استپانین، رعنا جوادی، مهران مهاجر و شادی قدیریان در تصویر به‌عنوان موضوع در عکاسی معاصر ایران هم نوشته آرام محمدی‌ست. بخش موسیقی و هنرهای تجسمی و داستان ایرانی گلستانه هم خواندنی‌ست. مصطفی بیان به ادبیات پلیسی پرداخته. مرگ عادی شده نوشته سو برک را علیرضا اجلی ترجمه کرده. آرش نقیبیان با چراغ سرخ شقایق به سراغ شعر و شاعران ایتالیایی قرن بیستم رفته. امیری باراکا شاعر آزادی و انقلاب سیاه‌پوستان آمریکا به قلم سیدشهاب‌الدین ساداتی است. هالینا پوشفیاتوفسکا هم شاعر پرآوازه لهستان است که در این شماره به او پرداخته‌اند. 
  شماره پنجم مجله داستان منتشر شد. با آثاری از محسن سلیمانی نویسنده مترجم و پژوهشگر ادبیات داستانی، محمود جوانبخت و پرونده‌ای به مناسبت درگذشت محمود گلابدره‌ای. پیاده آمده‌ بودم، پیاده خواهم رفت نام این پرونده است. البته محمود گلابدره‌ای تا زنده بود کسی سراغی از او نمی‌گرفت. یک بار هم من باعث و بانی شدم بلکه کتاب‌های او به سر و سامانی برسد که نگذاشتند و خودش را هم آزرده حرکات نامعقولی کرد که شاید جای آن اینجا نباشد که ذکر کنم. محمدرضا بایرامی، زهیر توکلی، محمدرضا سرشار، صادق کرمیار و مجتبی رحماندوست هر کدام مطالبی در طبق داستان گذاشته‌اند. چقدر زمین لازم است؟ داستان کوتاهی از ادبیات روسیه است. مجله داستان به همت بنیاد ادبیات داستانی ایرانیان منتشر می‌شود. 
  «‌قطارِ سه‌ و ده دقیقه به یوما» مجموعه داستان المر لئونارد است که کیهان بهمنی آن را به فارسی ترجمه کرده و نشر ثالث ناشر آن است. چکمه‌های سواره نظام، زیر صخره راهب، شب طولانی، گروگان‌ها، زندانی و بچه از داستان‌های این مجموعه است. تاکنون دو فیلم با اقتباس از همین داستان کوتاه در سال‌های ۱۹۵۷ و ۲۰۰۷ با بازی راسل کرو و کریستین بیل ساخته شده که مورد استقبال زیاد منتقدان و مخاطبان نیز قرار گرفته است. المر لئونارد در سال ۱۹۲۵ به دنیا آمد. این رمان‌نویس و فیلمنامه‌نویس آمریکایی در دهه ۵۰ میلادی شروع به چاپ داستان‌هایی کرد که همگی در ژانر وسترن نوشته شده بودند. اما او کم‌کم به سمت داستان‌های جنایی روی آورد و بسیاری از داستان‌هایش به پرده سینما راه یافت. منتقدان نقطه قوت آثار لئونارد را رئالیسم بی‌نظیر و نثر ساده و سرراست او می‌دانند. او داستان زندگی انسان‌هایی را روایت می‌کند که دنیای خاص خود را دارند. فضای آشنای آثار وسترن بخشی جدایی‌ناپذیر و پرخواننده از ادبیات امروز آمریکاست و برای نسلی که به‌خصوص روهاید، بانی و کلاید و داستان‌های غرب وحشی وحشی را خوانده و دیده رویکردی نوستالژیک دارد. زمین، اسب و تفنگ‌ از عناصر اصلی این داستان‌هاست. از کیهان بهمنی تاکنون آثاری چون «فرزند پنجم» اثر دوریس لسینگ برنده جایزه نوبل ادبیات، «وقتی بزرگ بودیم» نوشته آن تایلر و «درباره کامو» به قلم ریچارد کامبر منتشر شده است.
منبع:فرهیختگان





Check PageRank