تبلیغات
وبلاگ شخصی توفیق بیتوشی - تی‌کشیدن روی آسفالت

تازه ها : ظرفیت شعر ایرانی جهانی نیست . . .
نویسنده :توفیق بیتوشی
تاریخ:جمعه 14 مهر 1391-10:52 ق.ظ

تی‌کشیدن روی آسفالت

تی‌کشیدن روی آسفالت

تی‌کشیدن روی آسفالت
فرهیختگان/اسدالله امرایی: چاپ پنجم مجموعه داستان «اتاق شماره ۶» نوشته آنتوان چخوف با ترجمه کاظم انصاری در موسسه انتشارات امیرکبیر منتشر شد. اتاق شماره ۶ نام یکی از داستان‌های این مجموعه است و ماجراهای پزشک و پنج بیماری‌ست که در اتاق شماره ۶ بیمارستانی هستند.

«به‌دنبال خدمت»، «درباره عشق»، «کالای جاندار»، «داستان نقاش»، «اندوه» و «خودکشی» داستان‌های دیگر این مجموعه هستند.
«هر دفعه به شهر می‌رفتم در چشم او می‌خواندم که در انتظار من بوده است. حتی خودش در برابرم اعتراف می‌‌کرد که از صبح حدس می‌زده است که من خواهم آمد و به انتظار ورود من ثانیه‌شماری می‌کرده است. مدتی بدین منوال گفت‌وگو می‌کردیم یا خاموش می‌نشستیم اما از عشق خود به یکدیگر سخنی نمی‌گفتیم و محجوبانه و حسودانه آن را پنهان می‌داشتیم. از هرچه ممکن بود راز ما را به وسیله خود ما آشکار سازد، بیم داشتیم. عشق من عمیق بود، اما از خود می‌پرسیدم که اگر برای مبارزه با عشق خود نیروی کافی نداشته باشم عاقبت به کجا خواهد کشید؟ کاظم انصاری از نام‌هایی‌ست که روزگاری روی جلد بسیاری از کتاب‌ها می‌آمد. «جنگ و صلح»، «آرتامانوف‌ها»، «چه باید کرد» و.... از این جمله‌اند. نسل من و قبل از آن آثار زیادی از ماکسیم گورکی، تولستوی، چرنیشفسکی، چخوف و دیگران را با ترجمه ایشان خوانده‌اند. کاظم انصاری متولد ۱۳۱۱ است. شایان ذکر است که سروژ استپانیان مجموعه کامل آثار چخوف را در انتشارات توس منتشر کرده است.
   «کلاغ‌ها ترجمه نمی‌شوند» محصول سال‌ها عکاسی و تجربه نشستن در تاریکی‌های سالن‌های نمایش، عکاسی از نمایش‌ها، تمرینات گروه‌های نمایشی و گفت‌وگو با اساتید برجسته هنر نمایش، کارگردانان و بازیگران زبده تئاتر است؛ مجموعه‌ای که ایده‌آل شخصی من است و به نظرم یکی از شیوه‌های مناسب ارائه عکس هنری از نمایش است و بهترین پاسخ برای این پرسش که اگر از یک نمایش، عکاسی خبری یا مستند نکنیم، عکس‌هایش به چه کار می‌آیند. انتشارات به‌نگار «کلاغ‌ها ترجمه نمی‌شوند» مجموعه عکس‌های تئاتر رضا موسوی‌ را همراه با شعرهایی از شاعران جوان به انتخاب فاطمه موسوی، شاعر و منتقد ادبی منتشر کرده است. «تصویرهایی از پیکره‌های بازیافته» قطب‌الدین صادقی، «خشکسالی و دروغ» محمد یعقوبی، «تاریکی همچون رویا» اصغر پیران، «دزد آب» به کارگردانی هادی مرزبان، «سفید برفی و هفت کوتوله» نصیر ملکی‌جو، «رستم و اسفندیار» پری صابری و «ایوانف» امیررضا کوهستانی ازجمله نمایش‌هایی است که رضا موسوی عکس‌هایشان را در آن منتشر کرده است. شعرهایی از شاعر زنده‌یاد صمد تیمورلو که چندی پیش در بیماری و بی‌خبری پر کشید و رامتین زارع، مونا طالشی، آرش رضایی، حامد روزی‌طلب، علیرضا فراهانی، نگار حسین‌خانی، خدامراد فروهر، مجید باریکانی، علی عرفانی، صابر محمدی، علیرضا دانش‌پژوه، صدیقه نارویی، کاظم واعظ‌زاده، هرمز سعداللهی، سارا سعداللهی، زری محمدی و ستار جانعلی‌پور در این کتاب آمده است.
  «تو نبودی و ندیدی که اسب افلیجت را زیر تیغ آفتاب نیمه مرداد چطور هشت مرد روی زمین کشیدند و بردند کنار رودخانه تا خروش آب و سنگ تمام کند. حقارت اسبی را که روزی با تو به‌جای شیهه کشیدن می‌خندید. گفته بودند هیچ چیز مثل اسب زمین‌گیر دل آدم را نمی‌سوزاند صاحبش هم که گم شده باشد بدتر. می‌گفتند اسب‌هایشان از غم این فاجعه لال شده‌اند و سال به سال شیهه نمی‌کشند. خودش هم قبول کرده بود رها شدن را در آب. گمان می‌کرد که جریان رود او را به تو می‌رساند و زودتر از همیشه تمام می‌شود کابوس افلیجی‌اش. تقلا نکرد تا در موج نمیرد. آرام به سوی تو آمد. کمی بعد دیدم که چطور صخره اول سرش را منهدم کرد و همان هشت مرد چه فغانی سر دادند کنار آن رود خونی و چه شیهه‌ای موج انداخت بر رود... حالا برایم نامه بنویس و بگو در ساحل کدام دریا به سوارکاری روزهای اردیبهشتی فکر می‌کردی آن روز نیمه‌ مرداد؟...» مجموعه داستان «شکارچی را به عروسی‌ام دعوت کن» نوشته مسعود لک است که نشر افراز منتشر کرده است.
   نگاهی به ستون حاضر در این مدت کوتاهی که در خدمت دوستان بوده‌ام و کتاب‌هایی را که خودم خوانده‌ام و گوشه‌ای از آن خطی کشیده‌ام نشان می‌دهد که در قضاوت‌هایم نسبت به معرفی کتاب‌های خوب تنها نبوده‌ام. این اشتراک نظر را در برگزیدگان جشنواره‌های ادبی و بزرگداشت استوانه‌های ادبیات این کشور شاهد بوده‌ایم. یک نمونه‌اش نامزدهای مرحله نهایی جایزه ادبی هفت اقلیم است که به تازگی معرفی شده. «هتل گمو» شهریار عباسی، «پریباد» محمدعلی علومی، «طناب‌کشی» مجید قیصری، «شوهر عزیز من» فریبا کلهر، «خروج» علیرضا سیف‌الدینی، «خورشید بر شانه راست‌شان می‌تابید» جواد افهمی، «چه زود بزرگ شدیم» حسن فرهنگ‌فر، «۵۰ درجه بالای صفر» علی چنگیزی، «شکار کبک» رضا زنگی‌آبادی، «جیرجیرک» نوشته احمد غلامی، «بگذارید میترا بخوابد» کامران محمدی، «دشت‌های سوزان» صادق کرمیار، «قلعه‌مرغی؛ روزگار هرمی»‌ سلمان امین و «پونز روی دم گربه» آیدا مرادی‌آهنی، «برخورد نزدیک» محمدرضا بایرامی، «قصه‌های غریب مردمان عادی» محمدعلی علومی، «نوروز آقای‌اسدی» محمد کلباسی، «خط فاصله» هادی کیکاووسی، «نیل» محمد تقوی، «این برف کی آمده؟» محمود حسینی‌زاد، «بودای رستوران گردباد» حامد حبیبی، «امروز شنبه» یوسف انصاری، «زیبای هلیل» منصور علیمرادی، «من ژانت نیستم» محمد طلوعی، «رؤیاهای بیداری» محمدرضا گودرزی، «کلاغ» فرشته نوبخت و «شکارچی را به عروسی‌ام دعوت کن» مسعود لک. ۹۰ درصد این فهرست کتاب‌هایی هستند که در همین ستون هفتگی معرفی شده‌اند و من خوشحال هستم که علاقه‌مندان ادبیات همچنان می‌نویسند.
  بیست‌وهفتمین شماره مجله «نگاه پنجشنبه» هم منتشر شد. بخش هفت روز هفت یادداشت، با یادداشت محمود معتقدی شروع می‌شود به مناسبت جشن مهرگان که به واقع نوروز دیگری بود و اینک در هیاهوی رسانه‌ها و اخبار غرش توپ‌ها رو به فراموشی گذاشته است؛ کنون یادگار است از ماه مهر، «لبخند باشکوه آقای گل» از محمد چرم‌شیر نمایشنامه‌نویس خوب کشورمان است. «عجب غافل بودم من» از سیدعلیرضا میرعلینقی‌ست. پرونده این شماره هم به چاقی اختصاص دارد با ورودی بد و بدتر چاقی به قلم سیدعلی میرفتاح، چاقی و سیاست و چرچیل را فریدون مجلسی نویسنده و مترجم نوشته و «چگونه آموختم کباب ترکی بخورم» و «به انفارکتوس اهمیت ندهم» را جلال سمیعی نوشته است. «تی کشیدن روی آسفالت» کار سهیلا میرشکاک است. در بخش ادبیات داستانی «اتحاد چاق و لاغر» نوشته داگمار کونر شوت را مهوش خرمی‌پور ترجمه کرده که پیش‌تر از او «نفس‌بریده» نوشته هرتا مولر نویسنده رومانیایی برنده نوبل ادبیات را خوانده بودیم که انتشارات کتابسرای تندیس منتشر کرده بود و آثاری از اریک امانوئل اشمیت. «دایناسور» از بروس هالند راجرز را بهاره اعرابی ترجمه کرده در بخش نوستالژی بحث دوچرخه‌سواری، «دوچرخه‌ای که مرا گم کرد» نوشته یلدا شایسته‌فر است و «دوچرخه لحاف‌دوزی» اثر مجید ناصری. «دلتنگی غیاب» را هم شیوا مقانلو نوشته.






Check PageRank