تبلیغات
وبلاگ شخصی توفیق بیتوشی - در پیچ‌وخم‌های نگاه

تازه ها : ظرفیت شعر ایرانی جهانی نیست . . .
نویسنده :توفیق بیتوشی
تاریخ:یکشنبه 7 آبان 1391-10:53 ق.ظ

در پیچ‌وخم‌های نگاه

در پیچ‌وخم‌های نگاه
کاوه: «داستان کوتاه و رمان - مانند بیشتر پدیده‌های مدرن دیگر- برای ما ایرانی‌ها محصولاتی وارداتی‌اند. - «داستان کوتاه و رمان - مانند بیشتر پدیده‌های مدرن دیگر- برای ما ایرانی‌ها محصولاتی وارداتی‌اند. از همان زمانی که محمدعلی جمالزاده
(۱۲۷۴-۱۳۷۶) «یکی بود، یکی نبود»ش را با الهام از الگوهای غربی نوشت، استفاده نویسنده ایرانی از تولیدات غربی شروع شد و -گرچه در آن لحظه نخست، آشنایی با یک قالب هنری جدید می‌توانست امتیازی هم باشد یا تلقی شود، ایراد کار اینجاست - بعد از ۹۰ سال هنوز هم این روند ادامه دارد. در همه این سال‌ها بیشتر نویسنده‌های ایرانی -و بی‌تردید نه همه‌شان- که جدای از جامعه ایرانی نبوده و همیشه معلق بوده‌اند میان عرفی‌گری و ساده‌خواهی سنتی و قانون‌مداری و نظم‌مندی مدرن، همیشه یکی به نعل زده‌اند و یکی به میخ: وقتی صحبت از شیوه زندگی و رفاه اجتماعی هنرمند مدرن به میان آمده، مدرن و پیشرو بوده‌اند و وقتی صحبت از علم‌مداری و دقت هنرمند مدرن به میان آمده، خودشان را زده‌اند به آن راه که ته‌اش متصل می‌شده به معناگرایی شرقی. به همین دلیل هم چندان دلیلی یا لزومی ندیده‌اند که اگر می‌خواهند سراغ خلق داستان کوتاه و رمان بروند، پیش از هر کار دیگری شناخت علمی مناسبی نسبت به آن پیدا کنند؛ شناختی که در فقدان کمک تاریخی دانشکده‌های ادبیات داستانی در این مملکت، می‌شده از راه مطالعه کتاب‌های تخصصی و فنی یا حضور در کارگاه‌ها و جلسه‌های مختلف به دستش آورد.» (از مقدمه مجموعه «حرفه: داستان‌نویس»/ ترجمه کاوه فولادی‌نسب و مریم کهنسال نودهی/ در دست انتشار)
شناخت مبانی نظری و اصول بنیادین خلق آثار هنری از آن مباحثی است که از سویی برای هنرمندان ضروری است و از سوی دیگر برای مخاطبان آثار هنری -اگرچه ضروری نیست- بسیار مفید. در مورد هنرمندی که می‌خواهد دست به کار خلاقه بزند، تکلیف روشن است. شناخت مبانی نظری و اصول، معنایش مجهز شدن هنرمند به «علم موجود» در زمینه کار حرفه‌ای‌اش است و این «علم موجود» یعنی همه تلاش‌ها و مطالعات هنرمندان و نظریه‌پردازهای داخلی و خارجی، که پیش‌تر انجام شده و در قالب نظریه‌ها و اصول و ویژگی‌ها ارائه شده و مانند چراغی می‌تواند راه پرپیچ‌وخم خلق اثر هنری یا تولید فرآورده هنری را روشن کند. اما شاید این سوال پیش بیاید که: «مخاطب اثر هنری چه نیازی دارد به شناخت مبانی نظری؟» و بازهم شاید این سوال با این جمله معترضه ادامه یابد که: «مخاطب می‌خواهد صرفا سرگرم شود یا لذتی زیبایی‌شناسانه ببرد یا در بهترین حالت درک و دریافتی در حوزه اندیشه از اثر هنری داشته باشد و اینها هیچ‌کدام نیازی به شناخت اصول و مبانی ندارد.» اما حقیقت امر این است که هرچه شناخت مخاطب اثر هنری نسبت به اصول و مبانی و شیوه‌های خلق آن بیشتر باشد، ارتباط بیشتر و بهتری هم می‌تواند با آن برقرار کند و از این رهگذر لذت بیشتری هم از دیدن یا شنیدن یا خواندن آن خواهد برد. به همین دلیل هم بد نیست - وحتی پیشنهاد می‌شود- کسانی که به ادبیات داستانی علاقه دارند، هرازگاهی به جای رمان و داستان کوتاه، کتاب‌هایی در زمینه داستان‌نویسی و نقد و نظریه‌های ادبی بخوانند.
۲ - جمال میرصادقی حق بزرگی به گردن ادبیات داستانی ایران دارد. او در همه سال‌های فعالیت ادبی‌اش، فروتنانه بخشی -بخش زیادی- از زمانی را که می‌توانسته صرف پرواز خیال و خلق داستان کند، به فعالیت‌های پژوهشی در زمینه مبانی نظری و مباحث تئوریک داستان‌نویسی اختصاص داده. نتیجه تلاش سالیان میرصادقی کتاب‌های زیادی بوده که تبدیل شده‌اند به کتاب‌های دانشگاهی و جزو مهم‌ترین و طبقه‌بندی‌شده‌ترین منابعی بوده‌اند که بسیاری از داستان‌نویسان و منتقدان دهه‌های شصت و هفتاد از آنها  بهره‌مند شده‌اند. او به‌تازگی کتابی به نام «زاویه‌دید در داستان» را توسط انتشارات سخن روانه بازار کتاب کرده است. در این کتاب، میرصادقی پس از تعریف زاویه‌دید به معرفی، بررسی و تحلیل ویژگی‌های انواع روایت و زاویه‌دید در داستان می‌پردازد و برای هرکدام از سرفصل‌های کتابش داستانی یا بریده‌ای از رمانی را به‌عنوان نمونه می‌آورد تا منظورش تمام و کمال به خواننده کتاب منتقل شود. یکی از امتیازهای این کتاب، همین نمونه‌های داستانی است که بسیاری‌شان اولین‌بار است در ایران ترجمه و منتشر می‌شوند. میرصادقی در مقدمه کتابش می‌نویسد: «هرچه از ارزش و اهمیت زاویه‌دید در داستان‌نویسی امروز بگوییم، کم گفته‌ایم. زاویه‌دید بر داوری خواننده‌ها تاثیر می‌گذارد و احساس آنها را نسبت به شخصیت‌ها و اعمال آنها برمی‌انگیزد. گذشته از این، انتخاب زاویه‌دید بر عناصر دیگر داستان چون صدا (لحن و کلام)، شخصیت‌ها و درونمایه اثر می‌گذارد. در واقع پایه زاویه‌دید بر اساس درونمایه بنا می‌شود.... زاویه‌دید مثل میکروسکوپ یا تلسکوپ نادیده‌ها را آشکار می‌کند و چیزهایی را که از طریق چشم غیرمسلح دیده نمی‌شود، پیش چشم خواننده می‌گذارد و در ضمن خلاقیت نویسنده را برمی‌انگیزد.» یکی از امتیازهای این کتاب، همین نمونه‌های داستانی است که بسیاری‌شان اولین بار است در ایران ترجمه و منتشر می‌شوند. یکی از دلایلی که «زاویه‌دید در داستان» را تبدیل می‌کند به پیشنهاد این هفته «سلام کتاب» همین است که می‌تواند توامان لذت ارتقای سطح شناخت و خواندن داستان‌های خوب را به همراه داشته باشد.
۳ - بی‌ارتباط به کتاب، اما مرتبط با مقوله فرهنگ: «سه سال و نیم پیش در یکی از شب‌های اردیبهشت ۸۸، در سربالایی بلندترین نقطه شهر - بام تهران- تصمیم گرفتیم وبلاگ دوشنبه را بسازیم. ما چند نفر داستان‌نویس بودیم که نوشتن، ادبیات و شعر برایمان بیشتر از یک دلخوشی ساده بود. وب‌گردهایی که در فضای ادبی آن سال‌ها تشنه دانستن و خواندن بودیم. زمانی که فهمیدیم دوستان دیگرمان به‌خاطر فرصت‌کم، مجال زیادی برای دیدن مطالب منتشره ندارند، خواستیم وب‌گردی‌هایمان را با آنها به اشتراک بگذاریم.» (از سایت دوشنبه) و به این ترتیب بود که «دوشنبه» - از بهترین وبلاگ‌های فارسی‌زبان- راه‌اندازی می‌شود؛ وبلاگی که به‌خاطر همین ایده درخشانش در زمانی کم مخاطبان زیادی پیدا کرد و تبدیل شد به یک مرجع یا منبع گسترده از اطلاعات (Data Base) که اهالی و دوستداران ادبیات را در استفاده بهینه از زمان یاری فراوان می‌دهد و این، در این زمانه سرعت و شتاب اصلا کار کمی نیست. گردانندگان «دوشنبه» به‌تازگی آن را به وب‌سایتی به آدرس http://۲shanbe.ir تبدیل کرده‌اند و شکل و شمایل جدید و البته خوبی به آن داده‌اند. برایشان آرزوی موفقیت دارم و بهشان تبریک می گویم.
منبع : فرهیختگان





Check PageRank