تبلیغات
وبلاگ شخصی توفیق بیتوشی - سازه های داستان

تازه ها : ظرفیت شعر ایرانی جهانی نیست . . .
نویسنده :توفیق بیتوشی
تاریخ:یکشنبه 22 بهمن 1391-12:34 ب.ظ

سازه های داستان


محمدرضا کلهر:سازه¬های داستان:سازه‌هایی همچون موضوع (subject)، و درونمایه یا تم (theme)، شخصیت  (character) و راویت (narration)  و ستیز (conflict)   و بحران (crisis)، حادثه (incident) و بزنگاه (climax) وگره¬افکنی (complication) و گره‌گشایی (reversal)  و....  هر آن¬چه که نویسنده برای داستانش به کار می¬برد و باید در داستان وجود داشته باشند یا به زبان ساده¬تر، ارکان اصلی داستان که وجودشان ضروری است، سازه‌های داستانند. موضوع
 موضوع، ایده¬ای ا¬ست كه درباره¬ی آن داستان نوشته¬شده¬ است و به لحاظ فنی، درونمایه را تصویر می¬کند و یا این¬که درونمایه¬ی داستان آن را می¬نمایاند. موضوع مانند کلیتی ا¬ست که اجزا داستان به آن مرتبطند و رویدادهای داستان حولِ محور آن می¬گردند یا این¬که با اتخاذ موضوع كل مناسبات و رخدادهاى داستان حول آن ساماندهی می¬شوند.
 موضوع برخلاف تم، پیش از این كه داستان آفریده شود، وجود دارد و بیرون از داستان در زندگی¬ موجود است؛ حتى اگر داستان هرگز به آن نپردازد. موضوع را نویسنده انتخاب می¬کند و مى‏خواهد در باره‏اش داستانی بنویسد؛ مثلاً درباره جنگ، مرگ، وفاداری، فقر، تنهایى، غرور، بى‏وفایى، و الخ... پس موضوع در جهان خارج به صورت عینى  objectiveوجود دارد. در داستان "»سوگواری«" از »"آنتوان چخوف«"، موضوع، اندوه یا سوگ مرگ فرزند است. موضوع داستان "»ملکوت«" از »"بهرام صادقی«" مرگ است. موضوع، اصلى‏ترین نقطه نظر مشترک نویسنده و خواننده است. در ادبیات نمایشی اکثراً  هسته¬ی بحث (Premise) را به‏جاى موضوع به كار مى‏گیرند؛ اغلب یک موضوع اصلی وجود دارد. یافتن موضوع تازه برای داستان معمولاً ممکن نیست.این باور راستین وجود دارد که همه¬ی موضوع¬ها قبلاً نوشته شده، موضوع‌های ناگفته یا کمتر گفته شده که کرامت انسانی و نه لزوماٌ اخلاقی را در خود داشته باشند »"موضوع بکر«"اند. گاهی موضوع‌ یک داستان را می‌توان به موضوع‌های کلی¬تر از جمله فلسفی، عشقی، سیاسی، عرفانی، اجتماعی، اخلاقی، و دیگر موضوعات عمده تقسیم¬بندی کرد. نکته مهم دیگر این¬که موضوع محدود نیست، و داستان در همه حوزه‌های علوم انسانی، می‌تواند و باید رخنه کند و این تمهید مناسبی برای بیان و ارائه داستانی هنرمندانه از جهان و انسان با انبوه اندوه¬ها و اندک شادمانی¬اش باشد.
تم، درونمایه یا مضمونTheme
استراتژی نویسنده نسبت به "»موضوع«"ی که انتخاب کرده، "»تم، درونمایه یا اندیشه مرکزی یا مضمون"« نامیده مى¬شود. در "علمِ هرمنوتیک« کهن از آن به تعبیر "»کلام محور«" نام برده می¬شود. وظیفه¬ی اصلی تم، این است که سازه¬های داستان را به موضوع مرتبط کند و نمود درونی موضوع داستان است، همان مفهومى كلى، فراگیر و ذهنى است كه مخاطب آن¬ را »"معنای¬ِکلی«" می¬نامد.
تم یا درونمایه عامل ایجاد وحدتِ‏ اجزاى داستان مى‏باشد. درواقع، درونمایه داستان، "همچون روحى¬ است كه در بند بند اجزاى كالبد داستان حضور دارد و در عین حال به شكل عینى و فیزیكى قابل رؤیت نیست." (فتح¬الله بی¬نیاز) تم پدیده¬ای ا¬ست »"ذهنىSubjective« "که برآیند واقعی موضوع داستان است، آن برداشت ذهنی¬ است از موضوع، كه نویسنده می¬کوشد خواننده ازداستانش برداشت کند. تم  نباید کم¬تر از یک جمله باشد مثلاً "»جمال میرصادقی«" درونمایه¬ی داستان "»داش¬آکل«" را به این صورت بیان می¬کند:" »وفاداری به عهد و میثاق انسان را به از خود گذشتگی و ایثار سوق می¬دهد«." درواقع موضوع داستانِ »"هدایت«" امانت داری ا¬ست که برای انجام آن بایستی از عشق هم گذشت و این نکته تم اصلی داستان "»داش آکل"« از "»صادق هدایت«" است.
نکته حائز اهمیت این¬که، هرگز نباید "»موضوع"« و »"تم«" را یکی دانست. نویسنده، "تم" داستانش را از درک موضوع می¬پروراند. در واقع؛ موضوع داستان¬های زیادی در جهان درباره¬ی "»عشق«"¬اند اما »"تم«" آنها با هم تفاوت دارند. اگر چه "»تم«" یكی از سازه¬های اصلی داستان است، اما برخی از داستان‌ها فاقد این سازه مهم هستند، مانند داستان‌های جنایی و پلیسی یا داستان‌های وهمناک و "»گوتیک"« كه هدف آنها صرفاً برای سرگرمی است.
منبع : هفته نامه ی سیروان





Check PageRank